خرید بک لینک
عشقولیای مامان بابا - 22.3.96
دو روز دیگه رایمند ما وارد دوازده ماهگی میشه وشیرینیهاش روز به روز بیشتر.یه ده روزی شمال بودیم انقدر بهشون خوش گذشت در کنار عزیزانمون.دیگه خاله ها و مامان بزرگ وبابا بزریگ مهربونشون سنگ تموم گذاشتن .رایمند دیگه از روی تخت کامل خودشو برعکس میکنه و میاد پایین.جالبه این کار رو فقط چند بار بهش یاد دادیم.میرقصه به حالت بشکن هم با دستش میزنه با دهنشم ناچ ناج میکنه حسابی.کلی رقاص شده این زیبای ما.ادریان جون ما هم یک عشقه کاملا تغییر رفتار و ارامش رو تو وجودش از اینکه من کنارشم حس میکنم.فقط میگه چشم بابت همه کارهایی که ازش میخوام.دوچرخه شم با اینکه کمی بزرگه و یهووی رفت بدون کمکی برای اولین بار در دومین تعلیمش به کمک محمد دیشب کامل دوچرخه سواری کرد و من کلی ذوق زده شدم.محمدم میگه این تفاوت تعلیم پدر و مادره.مادر دایم میگه نرو میوفتی و این حرفها بچه کلا میترسه .....امتحان اورال هم طبق معمول عالی داد و تیچرش کلی گفت ادریان عالیه عالیه.کلاس نقاشی و ژیمناستیک هم کلی ازش تعریف میکنن.یه دونه ای دردونه ما.میپرستموتون و خدا روزی هزار بار شکر میکنم.میز ناهار خوری جمع شده مبل ها همه تغییر جا دادن .ظرفها همه جمع شدن به خاطر گل روی رایمند ما.خلاصه هر چه زودتر باید خونه رو تغییر بدیم و یک خونه سه خوابه بگیریم که دو تا عشقامون راحت شن .امیدوارم هر چه زودتر یه خونه خوب پیدا کنیم
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

برچسب: نویسنده: ستایش نصیری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 4:09

صفحه بندی