خرید بک لینک
عشقولیای مامان بابا - روزهای سخت و واکسن شش ماهگی
روزهای سخت و واکسن شش ماهگی
ادریان دندونش شکسته بود البته خیلی کوچیک فکر کنم در حال شکلات خوردن شده بود .بعد محمد گفت بریم پر کنیم و من گفتم بچم گناه داره باید دهنش باز بمونه درد تحمل کنه.از این احساساته مادری.یکسالی ازش خوب مراقبت کردم تا اینکه زد به ریشه اش .ادریان از یک شبی شروع کرد به بیقراری دیگه بچم تحملش سر اومد کلی اون روز من سر کار بودم پیش خالش و مادر بزرگش گریه کرد.من اومدم و بردیمش دکتر چهار جا مخصوص اطفال بردم که خلاصه یه جا رو اکی کردم .عشقم مثل مرد تحمل کرد ولی روزهای خیلی سختی بود.توام شد با واکسن شش ماهگی رایمند و سرما خوردگی خودمو و یکمم ادریان و محمد.خلاصه کلا قاطی پاطی شده بودیم.راستی خیلیا پرسیدن رایمند تلفظش چیه .بالای م ضمه است دوستان.وای عشق شده یعنی دمرو میشه پاهاشو میزاره دهنش.کلی برای خودش حرف میزنه خوردنی شده.واکسن شش ماهگی عشقم هم دو روز برای اولین بار تب کرد و پاهای نازش ورم کرد و قرمز شد ولی شکر خدا با کمپرسها خوب شده.
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

برچسب: نویسنده: ستایش نصیری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 4:09

صفحه بندی