31.2.95 - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 4:09
xa0 ساعت 1.15 صبحه.همگی خوابیدن و من در ارامش قرمه سبزیم جا افتاده و خاموشش کردم .ارامش نه به دلیل سکوت به دلیل اینکه وقتی روزم رو مرور میکنم میبینم چقدر کارهای خوب و مثبت برای خودم و خونواده 4 نفرمون انجام دادم.ارامش واسه اینکه کنار بچه هام هستم و لحظه لحظه هاشونومیبینم و خدا رو شکر میکنم.امشب رفتی...
22.3.96 - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 4:09
عشقولیای مامان بابا - 22.3.96 دو روز دیگه رایمند ما وارد دوازده ماهگی میشه وشیرینیهاش روز به روز بیشتر.یه ده روزی شمال بودیم انقدر بهشون خوش گذشت در کنار عزیزانمون.دیگه خاله ها و مامان بزرگ وبابا بزریگ مهربونشون سنگ تموم گذاشتن .رایمند دیگه از روی تخت کامل خودشو برعکس میکنه و میاد پایین.جا